#سرنوشت_وارونه_پارت_205





بعد از نهار رفتم اتاقم خبری از پیمان نبود،معلوم نیست کجاست؟

اصلا به من چه

گوشیم و برداشتم و رفتم آهنگا،یه چندتا آهنگ از گوشی پوپک فرستادم برای خودم یکی رو پلی کردم و گوش دادم





میخوام از اینجا برم یجای دیگــه

کـه نبینم روی تورو بار دیگــــه

چون که با تو بودن یه کابوس تکراریــه

ترک خاکی که تو توش باشی اجباریــه

میرمو نمیکنم پشتمو نگـــاهیه بلیط یه طرفه دارم به اون دور دورا

اونجـایی که از تو دیگه نیس خبـری

همون جایی که نمیشناسم هیچ عهدی رو

جایی که نداره راه برگشتن

همون جایی که میگن توش هیچ کمری نشکسته از عشــق

بازی باهات نمیکنه سرنوشــت

نشکستـــــــه از عشــــق

نشکستـه از درد روزگـار

دفه ی دیگه که چشمامو میبندم

نمیخوام ببینم خواب تــــورو

دفه ی دیگه که دارم من میخندم

نمیخوام بکنم یاد تـــورو من بودم با دلم تنهـــا و اومدی یهویــی این دلم مال تــو شدریشه کردی توی قلبمو نمیری بزار که بمیرم پاشو بــــرو

دفه ی دیگه که چشمامو میبندم

نمیخوام ببینم خواب تــــورو


romangram.com | @romangram_com