#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_879

... ــ نظرت چیه همه رو قال بذاریم و بریم بـــ

... خنده ام را پنهان کردم : دیوونه

... ــ دیوونه م کردی

! ــ عطا

دلممم

.... ــ جونِ

ــ آخه الان وقِت این حرفاست ؟؟

خندید و نگاهش را گرفت : باشه ... ما که سال ساختیم ماه هم صبر می

! کنیم

......رو گرفتم : پرروووو

. ماشین را روشن کرد و شیشه های دودی را بالا فرستاد

... ــ می خوان فیلم بگیرنااا

شهر با این وضعیت بگردونمکه

اخم کرد : می خوام نگیرن .. تو رو تو کلِ

می خوان فیلم بگیرن ؟

خندیدم : حسودی هم حدی داره بابا . همه می گیرن .. اینجور که منو

پیچوندی تو این شنل اصلا جاییم مشخصه ؟؟

ــ همین که بدونن عروس تو این ماشینه نگاه ها تیز میشه ... هر کار همه


romangram.com | @romangram_com