#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_864
. لبخندش جان گرفت : امیدوارم خوشبخت بشید
. تبسم کردم : امیدوارم
... چشم هایش را بست: تو خیلی شبیه به کیو هستی
! نمی دانستم در مورد پدری که هیچ به خاطر نداشتم چه می توانم بگویم
ــ من خودخواهم ؟
ــ نمیشه عمومیت داد و گفت همیشه خودخواه بودید ... اما در مورد من و
. پدر مادرم بله ! خود خواه بودید
ِر سنگین روی دوشمه
! نفس عمیقی کشید : این مثل یک با
. دلم به حالش سوخت
چشم گشود : مادرت منو می بخشه ؟
حق با عطا بود، بنا به ظاهرش نمی شد قضاوت کرد . پشیمانی در نگاهش
. بی داد می کرد
! ــ مادرم قلب بزرگی داره ... به وسعت دریا
. ــ می خوام ببینمش
... ــ ان شاالله حالتون کاملا خوب بشه
. ــ خودم به دیدنش می رم
! "ــ حتما
romangram.com | @romangram_com