#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_508
غلطی می کنی ؟ گفتم عرفان کیه که ارتباِط تلفنی پیدا کردی ؟
چه باید می گفتم ؟
! ــ نترس .. هنوز کسی جاتو تو قلبم نگرفته
ــ مگه جایی داشتم که الان می خوای برای از دست دادنش نگران نباشم ؟
عزیزت بفهمم پای کسی در میونه زنده تون نمی ذارم ... هر
ریحانه به جانِ
... جور شده میام بیرون و
... ــ عطا ! خواهش می کنم آروم باش
فریادش باز هم به هوا برخاست : چطور ؟ چطور آروم باشم وقتی میبینم
ممکنه از دستت بدم و نتونم هیچ غلطی کنم ؟
... بمیرم واسه ت
" برای درماندگیش اشک به چشمانم نشست "
نامم را بار دیگر بر لب آورد اما مثل همیشه تماس بی خداحافظی قطع شد
پرد درد . این چه کاری بود کردم ... درد روی درد
! .من ماندم و یک دلِ
تا شب حالم بد بود ، برای آرام شدن تصمیم گرفتم کمی قدم بزنم ... دیگر
نیاز نبود فکر کنم . من بخاطر عطا پیشنهاد عرفان را می پذیرفتم . راهی
جز اعتماد به عرفان نداشتم . می توانستم شرط بگذارم پیش از عقد صد و
romangram.com | @romangram_com