#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_232
. جواب دادن به عطا می کردم
بار دوم وقتی تماس گرفت که روی صندلی اتوبوس قرار گرفتم . این بار با
خونسردی پاسخ دادم : بله ؟
ــ سلام .... معلومه کجایی ؟
. ــ بازم سوال تکراری همیشگی؟ .... خب معلومه دارم بر می گردم خونه
ــ من نبودم با تو تماس گرفتم که بمونی بیام دنبالت ؟
ــ من نبودم که گفتم نمیام ؟
... ــ ریحان نذار اون روی سگ من بالا بیادااا
! ــ بذارم نذارم همیشه این روی جذاب شما بالا هست
: عصبی و بی حوصله گفت
ُدم در آوری ؟
یه مدت ملایمت خرج کردم
.... ــ تازه شدم شبیه تو
. ــ بالاخره که بر می گردی خونه
دیگر پاسخ ندادم و تماس را قطع و گوشی را خاموش کردم ... نمی
خواستم بیش از این او را در حریم خصوصی ام و باید ها و نباید های
خاص خودم راه دهم و اجازه دهم اختیارم را از من بگیرد . محبت های
نابش را هم نمی خواستم .. هرچند دلنشین بود و هر کسی را به خود
romangram.com | @romangram_com