#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_96

- کاریت ندارم، بس کن

حرکتی نمی کنه و کمکش میکنم تا تو اتاقش . در و باز میکنم و میرم داخل . همه چیز مرتبه ، یه چیزایی به اتاق اضافه شده . می برمش سمت تخت . میشینه روش .

- بخواب ، استراحت کنی بهتر میشی

- تلفنم

- کجاست

- نمیدونم

با چشمام اتاق و میگردم ولی موبایلشو پیدا نمی کنم

- لازمش داری

- میخوام زنگ بزنم

- حالا این موقع شب

حرفی نمیزنه . آروم شنلشو در می یاره و رو تختی رو میزنه کنار و دراز میکشه .

دراز که میکشه ، از اتاق میرم بیرون . خوب حتما میخواد به یکی زنگ بزنه که تلفنشو میخواد دیگه . دیر که اومدم ، اون اتفاقم که واسش افتاده طلبکارم هستم .

میرم تو پذیرایی و سالن و میگردم و گوشیشو رو میز نزدیک تلوزیون پیدا میکنم .

گوشیشو که میبینم یه لحظه تعجب میکنم که گوشی اونه یا نه ، ولی امشب همش تعجب کردم .

اول از انتخاب آرمان ، بعد از دیدن روژان و حالا این گوشی . خیلی شیک بود. روژانم متفاوت تر بود از دختری که من فکرشو میکردم .


romangram.com | @romangram_com