#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_192

- کیاوش

- چی روژان ، آبروریزی راه نمی ندازم نترس

- اصلا ولش کن

- اوکی من که حرفی نزدم

- کیاوش تو رو جون مامانت نیای بیمارستان آبر.....

- هی میگه ، مگه دیوانم بیام محل کار زنم آبرو ریزی راه بندازم

چشماش گرد شده بود و به زور آب دهنشو قورت دادم





روژان





چشمام از زور تعجب داشت میزد بیرون . آب دهنمو به زور قورت دادم و آروم تکیه دادم به صندلی . این مرد تعادل روانی نداره ، نیم ساعت پیش میخواست منو با در ماشین یکی کنه الان زنم زنم می کنه . آخه یکی نیست به تو بگه ، من کجا زن توام . خودمم که کلا جرات یه همچین کاری رو ندارم ، همون یه ذره جراتی هم که داشتم اون چرت و پرت ها رو گفتم که قضیه خواستگاری از دهنم پرید بیرون .

آخه احمقم من ، خیر سرم تحصیلکردم ولی نمی دونم چرا جلوی این با اون رفتار برزخیش مثل دختر های بی دست و پا می شم .

خوب اون موقع پیاده شد از ماشین رفت بیرون و گرنه جنازمو باید می برد خونه ، اعصابم که کلا نداره . نمی دونم والا اون دختره چجوری اینو با این اخلاقش تحمل میکنه .


romangram.com | @romangram_com