#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_189
- باشه
با هم از سرویس در می یام بیرون . بچه ها رو از دور می بینم . سرمو تکون میده .
- نمی خوای بگی چی شده
مکث می کنم ، ولی میدونم که می تونم به آرمان اعتماد کنم . آرمان همیشه تو تصمیم گیری موفق بود و تصمیم های نابجا نمی گرفت
- خیر سرم اومدم بابت دیروز عذرخواهی کنم و راجع به کارش حرف بزنم که یه کاره برگرده میگه من خواستگار دارم
- بی مقدمه گفت
- نه خب ، یکم حرف زد
- چی گفت
- که اجبار بوده و از این حرفا
- الان عصبانی ؟
- نباید باشم آرمان ؟ درسته از نظر احساسی با هم رابطه ای نداریم ولی روژان زن منه
- تا حالا رفتی محیط کارش
- نه
- تا حالا کسی اونو با تو دیده ، تو محل کارش ؟
- نه
romangram.com | @romangram_com