#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_163
- به من ارتباطی نداره مامان
- تو شوهرشی ، یعنی چی که به من ارتباطی نداره
واقعا ارتباطی نداشت . مامان راست می گفت ، من شوهرش بودم ، حالا به هر دلیلی اون الان داشت تو خونه ی من زندگی میکرد . اون الان داشت کنار من با فاصله ی یه دیوار زندگی می کرد و من تو یه دنیای دیگه بودم . ولی اون چی .
- میگی چی کار کنم مامان ، کلافه شدم
- کلافکی نداره عزیزم . بشناس ببین چه جور دختریه ، خوشگله دیدمش ولی اذیتش نکنی ها
خوندن فکرای مامان مثل آب خوردن بود . می خواست من با روژان باشم
- بشناسمش که چی بشه آخه مامان
- اینو بدون کیاوش ، شما دو تا نمی تونید هیج جوره از هم جدا بشید اینو بفهم
- کی حرفه جدایی زد آخه ، نمی خوام بشناسمش همین
واقعا نمی خواستم ، دروغه اگه بگم وسوسه نشده بودم که ببینم چه جور دختریه ولی نه اینطوری که مامان میگه .
- دختر خوبیه ، دیروزم که باهاش حرف زدم خیلی خانم بود
خندم گرفته ، با چند تا کلام حرف زدن فهمید خانمه
- خیلی
- مسخره میکنی
- نه بابا ، مسخره چیه
romangram.com | @romangram_com