#روز_قضاوت_پارت_163
- برو بی معرفت. تو که سرت با دوست تازه ات گرمه. منو بگو که تو این خونه با این مادرشوهر عتیقه ام تک و تنها افتادم. حالا من نمی تونم بیام تهران تو که می تونی بیای مشهد.
- به خدا رضا مرخصی نداره. به خدا اگه بدونی چقدر گرفتارم. حاملگی، زایمان ، اسباب کشی.
- خوب بسه، الان گریه ام می گیره.
- راستی شوهرت خوبه؟
- چرا خوب نباشه. یک لله برای ننه اش پیدا کرده از این بهتر دیگه چی می خواد؟
- این حرفها چیه؟ هر کسی توی زندگی اش یک مشگلی داره.... تو که تنها نیستی.
- خلاصه از ما گفتن بود اگه عکسمو توی روزنامه دیدی که زیرش نوشته بود عروس دیو سیرتی که مادر شوهرش را کشت و در باغچه منزل دفن کرد، بدان من بودم.
- چرت و پرت نگو مهری، از خونه ما چه خبر؟
romangram.com | @romangram_com