#پرنسس_مرگ_پارت_210

موریا:حس می کنم یه چیزی درست نیست!

من:منظورت چیه؟

موریا:نمی دونم، فقط یکم دلم شور می زنه!

من:زیاد بهش توجه نکن.مطمئن باش اتفاقی نمیوفته!

موریا:سعی خودمو می کنم.

و به نقطه نا معلومی خیره شد.شنل پوش رو به روی یه در کرم رنگ بزرگ ایستاد.دو نگهبان کنار در ایستاده بودن.شنل پوش به یکی شون چیزی گفت که همون سرباز در رو باز کرد و داخل رفت.بعد از چند لحظه دوباره برگشت و گفت:

سرباز:می تونید برید داخل.

شنل پوش:باشه(و رو به ما)برید تو!

من:خودتم میای؟

شنل پوش:آره.من وکیل شمام.

من:وکیلمون!خدا به خیر بگذرونه!

romangram.com | @romangram_com