#پرنسس_مرگ_پارت_206
سوفی:پس چی فکر کردی!اینکه فقط یه ساختمونه!جاهای طبیعیشو ندیدی!
من:مثل آبشار یا همچین چیزی؟
سوفی:آره اما نه از نوع معمولیش!
من:دوست دارم ببینمشون!
سوفی:اگه شد یه روز می برمت تا ببینیشون.
من:واقعا!
سوفی:واقعا.
لبخندی صورتمو پوشوند.چقدر خوب بود که همچین دوستایی داشتم.کسایی که تا آخر همراه و پشتیبانتن و نمی ذارن آب تو دلت تکون بخوره.دوستایی مثل سوفی و موریا.
شنل پوش در رو باز کرد و دوباره زنجیر ها رو در دست گرفت:
شنل پوش:اگه حرف زدنتون تموم شده تا دوباره نکشیدمتون خودتون با پاهای خودتون بیاید تو.
سوفی:اه ه ه ه!چه بدخلاق!
romangram.com | @romangram_com