#پرنسس_مرگ_پارت_154
من:چه عجب مغز آکبندتون باز شد!
سوفی:خیلی پررویی که اومدی اینجا!چطور روت شده بیای پیش من!تو خیلی راحت منو کنار اون رود خونه ول کردی و رفتی!می دونی به چه بدبختی ای خودمو به خونه رسوندم؟!هزار دفعه مردم تا رسیدم!
من:هی هی!ترمز!ترمز!اول بزار توضیح بدم بعدش قضاوت کن!
سوفی:چی رو می خوای توضیح بدی!هان!چی رو لیا!قال گذاشتن منو!فرار خودتو!چی!هان!بگو!
من:آروم باش. فقط بزار بیام تو همه چی رو برات می گم!
خودشو کنار کشید و گفت:بفرما!بیا تو.اما اگه حرفات منطقی نباشه دور منو تا ابد خط بکش!
من:قول می دم منطقی باشه سوفی!حالا بیام تو؟
سوفی:آره.بیا تو.
با اجازه ی سوفی رو به موریا گفتم:تو میای تو؟
موریا:نه سرورم!ترجیح می دم بیرون منتظرتون بمونم.
من:باشه.هرطور راحتی!
romangram.com | @romangram_com