#نقطه_سر_خط_پارت_96

با شیطنت گفت: اگه قول بدی دعوامون نکنی ...

حرصی از جوابش نالیدم: الهامِ خر. 250 تا از کیسای تحقیق پریده به خاطر سهل انگاریِ شما دوتا.

--ولی مریم...

- ولی و ... لا اله الا الله. آخه عزیزِ من. راحیل داره نمونه ها رو زیر میکروسکوپ بررسی می کنه، تعداد انگلو، زیر میکروسکوپ میشماره. کسی که خبر داره فلان مریض رو بهبوده یا هیچ تغییری نکرده رو می سپری تا دارو بذاره روی زخمش؟! خب معلومه احتمال خطا می ره بالا و سلیقه ای عمل می کنه. میاد داروی اصلی رو روی زخم مریضی که می دونه انگلاش کم نشده می ذاره.

آنالیز پروژه دوتا درمیون مثل همه. این یعنی اثر مرهم و دارونما مثل همه . یعنی نتیجه ای که توی نهبندان گرفتیم رفته رو هوا. یعنی 250 تا کیسی که توی چابهار دارین روش کار می کنین رو از دست دادیم.

-- خب شاید مشکل از جای دیگه باشه. شاید راحیل داروی اصلی نداده باشه واسه گروه دارونما. بذار ازش بپرسم ببینم این کارو کرده یا نه؟

بی ملاحظه از حرفی که به زبون میاوردم شمرده شمرده غریدم:

- الی... خطای آماری از نوعِ منظمه. خطای منظم بتا می دونی یعنی چی؟ یعنی طرحِ اصلیِ پروژه به هم ریخته. یعنی یا تو یا راحیل توی پروژه دست بردین.

صدای دلخورش توی گوشی پیچید: حالا می گی چیکار کنیم؟

معلوم بود از تند حرف زدنم ناراحت شده و سعی می کنه به روی خودش نیاره. اخلاقم خیلی بیشتر از خیلی بد شده بود. بی حوصله و تند شده بودم. با دمِ عمیقی ریه هامو از هوای گرمِ بیستم مرداد ماه پر کردم و آروم زمزمه کردم: ببخش عصبانی شدم و سرت داد زدم.

با شیطنت و ته صدایی که هنوز هم دلخور بود گفت: تو یک کیزافدی.

با خنده گفتم: قربونت برم. منم خیلی دوست دارم

صدای خنده اش تو گوشی پیچید، نگامو از محوطه ی خالی حیاط دانشکده گرفتم و حینی که رامو به سمتِ ساختمون اساتید کج می کردم، گفتم: پروژه رو متوقف کنین و برای همه داروی اصلی رو تجویز کنین.

--ولی هنوز تا پایانِ مقایسه ی گروهِ درمان و دارونما 5 روز مونده

- گروه ها به هم ریخته، برای همین نتیجه ی حاصل از مقایسه، معتبر نیست.

بالاخره بعد از دادنِ تذکراتِ لازم، گوشیو قطع کردم و در حالیکه تو دلم خودمو برای تنها گذاشتنشون سرِ پروژه موآخده می کردم، با تقه ای به در واردِ دفتر دکتر خواجه شدم.


romangram.com | @romangram_com