#موژان_من_پارت_450
صداش آروم شده بود . از حالت جدي بودن در اومده بود گفت :
- ميخواي بيام اونجا پيشت ؟
- نه اصلا نميخوام بياي اونجا .
- خودم ميخوام پيشت باشم حالا بيام ؟
با پشت دست اشكام و پاك كردم و گفتم :
- ناهارم نداريم .
خنديد و گفت :
- ناهارم ميگيرم . ديگه چي ميخواي ؟
انگار آروم تر شده بودم گفتم :
- زود بيا
- باشه . خداحافظ .
گوشي و قطع كردم . نگاهي به تلفن انداختم . من چيكار كرده بودم ؟ تازه به خودم اومده بودم . شونه هام و بالا انداختم و گفتم " شوهرمه وظيفشه كه بياد پيشم بمونه . " لبخند محوي روي لبم نشست .
romangram.com | @romangram_com