#موژان_من_پارت_395
به دروغ گفتم :
- يادم رفت .
انگار فهميد كه دروغ ميگم گفت :
- يادت رفت يا نخواستي زنگ بزني ؟
- هر جور دوست داري فكر كن .
كمي مكث كرد فكر كردم قطع شد يهو گفت :
- خوش بگذره .
صداي بوق ممتد توي گوشم پيچيد . دلخور شده بود . خوب حق داشت . اين ديوونه بازيا چي بود كه ديگه از خودم در مياوردم ؟ مگه دوستش نداري ديوونه ؟ چرا جفتتون و عذاب ميدي ؟ " خوب چرا الان مهربون شده ؟ فكر كرده هروقت مهربون شد و بهم اشاره كرد من بايد با سر بدوم طرفش ؟ " كلافه گوشي رو توي جيبم گذاشتم و با خودم گفتم " تا وقتي باهام صادق نباشه و دليل مهربونياش و نفهمم همينه ! "
عصبي بودم . دوست نداشتم از دست خودم ناراحتش كنم ولي برخورداش حساسم كرده بود . تقصير خودش بود كه بي برنامه عوض شد ! آخه مگه آدم يه شبه عوض ميشه ؟ دقيقه يه شبه عوض شد !
سوگند با ديدن چهره ي پكرم گفت :
- چيزي شد ؟
romangram.com | @romangram_com