#موژان_من_پارت_340

از حرفش يكم ترسيدم ولي به روي خودم نياوردم نبايد كم مياوردم گفتم :

- تو نميتوني بهم دست بزني .

با همون لبخندي كه روي لبش بود گفت :

- چرا نميتونم ؟ تو زنمي و قانونا ميتونم بهت دست بزنم !

- ولي رابطه ي ما فرق داره .

- ميتونيم رابطمون و مثل همه ي زن و شوهرا بكنيم .

لحنش آروم و يه جور خاصي شده بود . نگاهي بهش كردم و گفتم :

- رادمهر برو روي مبل بخواب .

- مگه ديوونم تورو اينجا ول كنم برم روي مبل بخوابم .

معلوم بود براي اينكه حرصم و در بياره اينجوري حرف ميزد با اخماي تو هم گفتم :

- رادمهر اينجوري حرف نزن .

يكم خودش و به سمتم كشيد و گفت :

romangram.com | @romangram_com