#موژان_من_پارت_264
- توي اين دود ؟
- اه اه اه چقدر منفي بافي ميكني ! اصلا نخواستم همين جا بشين كتابت و بخون .
- چه عجب اومدي اين ورا .
- اومدم با هم جايي بريم .
- كجا ؟
- بريم لباس بخريم .
- براي چي ؟
- چقدر سوال ميپرسي . يكي از دوستام تولد گرفته من و تورو هم دعوت كرده .
- من حوصله ي مهموني وتولد و اين حرفارو ندارم خودت برو .
دوباره نگاهم و با اين حرف به كتابم دوختم . سوگند سريع كتاب و ازم گرفت و گفت :
- به خدا گفته نياي ناراحت ميشه .
romangram.com | @romangram_com