#موژان_من_پارت_245
- تيكه ننداز سوگند حوصله ندارم .
- باز چي شده ؟
- امروز رادمهر يه جايي ميخواست بره .
- كجا ؟
- از كجا بايد بدونم ؟
- پس اگه نميدوني واسه چي غمگيني ؟
- نبايد باشم ؟
- تا اونجايي كه يادم مياد رادمهر ربطي بهت پيدا نميكنه . نه نبايد باشي .
- چرا چرت ميگي سوگند مثلا شوهرمه ها !
- اِ ؟ جدي ؟ ديگه هر كي ندونه من كه ميدونم همه ي اين كارا سوري بوده !
راست ميگفت ولي نميدونم چرا از حرفش دلگير شدم گفتم :
- اصلا دو كلام نميشه باهات حرف زد .
romangram.com | @romangram_com