#موژان_من_پارت_224

- نه عادت كرده بودم كه يكي ديگه توي خونه باشه حس ميكردم يه چيزي گم كردم .

ضربان قلبم با اين حرفش بالا رفت . راستش بهش نگفته بودم ولي منم ديشب مدام جاي خاليش و حس ميكردم . لبخند محوي زدم و سكوت كردم . دوباره جدي شد انگار از حرفي كه زده بود چندان راضي نبود چون تا آخر مسير ديگه حرفي بينمون رد و بدل نشد .

بالاخره به محل برگزاري كنسرت رسيديم رادمهر ماشين و توي پاركينگ پارك كرد تازه وقتي از ماشين پياده شد تونستم تيپش و ببينم كت و شلوار نوك مدادي با پيرهن مردونه ي سفيد رنگ پوشيده بود روي كت و شلوارش هم اور كت بلند مشكي رنگي پوشيده بود و همون عطر معروف و به خودش زده بود ! با بوتاي پاشنه بلندي كه پوشيده بودم تازه به زور به سرشونش ميرسيدم . دختر كوتاه قدي نبودم ولي در مقابل رادمهر زيادي كوتاه نشون ميدادم ! با هم سوار آسانسور شديم تا به سالن اصلي برسيم . به خاطر ترافيك زياد ساعت 8:40 رسيديم . به كمك راهنماها صندليامون و پيدا كرديم و روش نشستيم . هنوز تا اجراي برنامه 20 دقيقه اي مونده بود . نگاهم و توي سالن ميچرخوندم صندليامون سر رديف قرار داشت من داخل رديف رفتم و رادمهر روي اولين صندلي كنار من نشست . هنوز صندليا خالي بود و كم كم همه ميومدن . بالاخره كسايي كه قرار بود طرف ديگم بشينن اومدن . 4 تا پسر حدوداي25 - 26 ساله بودن . معذب بودم صداي رادمهر و كنار گوشم شنيدم :

- تو بيا جاي من بشين .

از خدا خواسته جام و با رادمهر عوض كردم . خوشم اومد كه انقدر حواسش به من و راحتيمه . سر ساعت 9 بود كه برنامه شروع شد با وارد شدن خواننده ها دهنم از تعجب باز مونده بود باورم نميشد من عاشق اين گروه بودم . حتي 1 بار هم نپرسيده بودم كه كنسرت چه خواننده اي ميخوايم بريم ولي الان با ديدن اونها دوست داشتم از خوشحالي فرياد بزنم . رادمهر از كجا ميدونست كه من چي دوست دارم ؟ توهمي شديا مُوژان ! اون از كجا بدونه تو از چه خواننده اي خوشت مياد آخه ؟ حتما خودش دوست داره اين گروه و . سعي كردم با ميلم به جيغ زدن مبارزه كنم و مثل يه خانوم سنگين و متين سرجام بشينم ولي انگار رادمهر متوجه شده بود كه به وجد اومدم چون با لحن شوخي زير گوشم گفت :

- اگه خواستي ميتوني جيغ بكشي مراعات نكن .

اخمي بهش كردم . لبخندش عميق تر شد .

نگاهش هنوز بهم بود ولي با شنيدن صداي خواننده ها سرم و به سمت سن برگردوندم . آهنگش يكم ريتمش تند بود همه توي سالن دست ميزدن و جيغ و هورا ميكشيدن نگاهم و به رادمهر دوختم دستاشو روي سينش قلاب كرده بود و با همون جديت رادمهريش ! به سن چشم دوخته بود . دلم ميخواست شلوغ كنم و مثل بقيه جيغ بكشم ولي رادمهر در موردم چه فكري ميكرد آخه ؟ با نارضايتي به صندليم تكيه دادم و مثل رادمهر دستام و روي سينم قلاب كردم .

بالاخره آهنگ اولشون تموم شد همه براشون سوت ميزدن و هر كس از سمتي آهنگي رو ازشون ميخواست كه بخونن . دلم ميخواست منم چيزي بگم هر كس ابراز احساساتي ميكرد ديگه داشتم خودم و ميكشتم تا صدام در نياد رادمهر دوباره كنار گوشم با خنده گفت :

- انقدر مقاومت نكن كبود شدي .

بعد قهقهه اي زد كه صداش بين جمعيت گم شد ولي من و عصباني كرد . خيلي بدجنس بود . سعي كردم عصبانيتم و بروز ندم ولي توي دلم براش خط و نشون ميكشيدم . ميدونستم چجوري تلافي كنم اين حرفاشو . با اين فكر لبخند شيطنت آميزي روي لبم نشست و با لذت به آهنگ آرومي كه داشتن ميخوندن گوش دادم .

همه همراه آهنگ دستاشون و آروم بالاي سرشون تكون ميدادن و با خواننده ها همراهي ميكردن .

romangram.com | @romangram_com