#موژان_من_پارت_127
- سلام .
رادمهر به طرفم برگشت چند ثانيه اي فقط نگاهم كرد . بعد روش و ازم گرفت و همينطور كه ماشين و روشن ميكرد زير لب جوابم و داد .
دوباره بوي ادكلنش مستم كرد . عاشق بوي ادكلنهاي مردونه بودم . به رو به روم خيره شدم . دلم ميخواست باهاش حرف بزنم و احساس بدي كه جفتمون دچارش بوديم و از بين ببرم .
- من يه معذرت خواهي بهت بدهكارم
متعجب از اينكه من سر صحبت و باز كردم نگاهم كرد و گفت :
- معذرت خواهي ؟ براي چي ؟
- براي اتفاقاي اين چند وقت .
- نيازي به عذر خواهي نيست .
مصرانه گفتم :
- چرا هست . ميدونم با اين كارم تو هم سر زبونا افتادي .
- حرف مردم برام هيچ اهميتي نداره .
- بالاخره داري با همين مردم زندگي ميكني مگه ميشه آزارت نده ؟
romangram.com | @romangram_com