#لج_و_لجبازی_به_سبک_من_و_تو_پارت_55
رها:اولا لا کی میخواد کیو ببوسه؟؟
رادی:یک نفر خیلی علاقه داشت ببوسمش اما من حد اسلامی رو رعایت کردم!!!
-اون یک نفر چیز خورد با تو
رومینا:وووی بچه ها لباساتونو،بجمین بریم بالا
-وای آره بریم
بلند شدیم تا دوباره از راه پنجره بریم بالا که یهو صدای جیغ مامانم بلند شد:د د د ز زز زددددد
اینو گفت و ما همه الفرار،جالبیش این بود که رادمان هم میدوید....
ورتا:وای رائی مامانت......فک کرد ما دزدیم
وسط حرفاش همش نفس نفس میزدیم و این خودش باعث خنده بود....
رها اولین نفر به خودش اومد:رادمان تو چرا فرار کردی؟؟؟
رادمان که هنوز گیج بود با تعجب گفت:هان!!!!چی شده؟؟؟من اینجا چیکار میکنم؟؟؟!؟؟!؟؟!!!!
با این حرفش که اول سوالی بود و کم کم سوالی تعجبی و در آخر فقط تعجب بود همه زدیم زیر خنده.....
بعد هم خیلی شیکو مجلسی که انگار نه انگار اتفاقی افتاده رفتیم پایین...
رها:آتیش بازیمون که خراب شد ،حداقل بیاین بریم برقصیم
-موافقم بریم...
هممون رفتیم وسط و یک دایره بزرگ زدیم؛با اکیپمون شروع کردیم به رقصیدن ،دی جی هم آهنگ دخترِ حمید طالب زاده رو گذاشت؛ما هم که خوش ذوق شروع کردیم باهاش رقصیدن و خوندن...هانا هم رفت داوین رو که اخماش تو هم بود اورد....
وقتی آهنگ تموم شد من وتری و رهی رفتیم که بریم پیش بزرگ ترا
عمه:به به خانوما خسته نباشید
مامان:میبینم که حسابی هنرنمایی کردین
ما سه تا با نیش باز:مــــــــــــــــــرسی!!!
romangram.com | @romangram_com