#کما_پارت_58


یه قطره اشک بابا خون به جیگرم کرد !

من نمی دونم مگه روح هم می لرزه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

رعش تمام روحم رو می لرزوند !

بابا با صدایی لرزون ادامه داد :

شیرین جان 21 ساله که هنوز داغت روی دلم تازس ، هنوز جات برام خالیه ، من و زینب با تمام این تلاش ها هنوز نتونستیم جای خالی مادرش رو براش پر کنیم ، می دونم که می گما ، خیلی شبا صدای گریه و دردلش رو با خودت می شنیدم ، دخترم روزا شیطنت می کرد و خندش دنیا رو برمی داشت ولی شبا غم و غصه بی مادریش رو برای خدا و خودت میاورد !

شیرین خودت که تنهام گذاشتی ، نزار که یادگارت رو هم از دست بدم ، دخترمو بهم برگردون ، حنانمو بهم برگردون ... اون نباشه منم می میرم ... گل شیرینم من دخترمو از تو می خوام !

بابا سرشو گذاشت روی قبر ، تکون خوردن شونه هاش روح منم تکون داد !

امیر همون دوست بابا گفت :

علیرضا دادم اسم تمام کسایی که توی این 30 سال توسط تو دستگیر شدن دربیارن تا بفهمیم الان چی کاره ان .

خیلی مخلصیم امیر آقا ، انشالله بتونم جبران کنم .

این حرفا رو نزن مرد ، خداشاهده حنانه هم مثل دختر خودم می مونه .

ضربه ای به در زده شد ، امیر اجازه ورود داد ، یه مرد با لباس نظامی وارد شد و احترام گذاشت و گفت :

جناب سرهنگ کاری که خواستین انجام شد .

خب بگو ببینم .

مرده جلوتر اومد و یه برگه رو نشون داد و گفت :

شرایط فعلی همشون داخل این برگه هست .

بخونش .

قربان شما اسم 230 نفر رو دادید که از این تعداد 200 نفر فوت شدن البته بعضی به مرگ طبیعی و بعضی به علت بیماری و عده ای هم کشته شدن .

از این 30 نفر باقی مونده 10 نفر در حال حاضر در زندان به سر می برن .

5 نفر از این 20 نفر باقی در حال حاضر خونه سالمندان هستن .

5 نفر از 15 نفر باقی بیمار در بیمارستان هستن .

5 نفر از 10 نفر باقی مونده هیچ اثری ازشون نیست و مفقود شدن .

romangram.com | @romangram_com