#کما_پارت_150
حالا که تو قراره بری سر زندگی خودت من باید تنها گوشه این خونه زندگی کنم ؟!
کاش یه خرده درکت بالاتر بود حنانه ،
فکر نکن من نفهمیدم تو دوساله عاشق بهرادی و اون تابلویی که کشیدی از اول فهمیدم کسیه که قلبتو احاطه کرده
ولی اونقدری درکت میکردم که بدونم باید سکوت کنم چون میدونستم خودت پاتو از حدت فراتر نیمیزاری
حنانه تو حتی در مورد بهرادم زود قضاوت کردی ، از همون اول که گریون سوارت کردم و تو از دختری گفتی فکر میکردی جای تو رو گرفته تنها به این فکر میکردم تهمت زدن به دیگران رو من یادت دادم ؟؟؟!!!
و همون شب بعد از خوابیدن تو بهراد با من تماس گرفت و تمام جریانو گفت .
حنانه خلوت کن و فکر کن ولی عاقلانه و پخته چون من به اندازه کافی راهنماییت کردم .
romangram.com | @romangram_com