#کما_پارت_139
و منم مات مونده بودم ، هیچ کدوم از چیزایی که سمیرا گفته بود با چیزایی که دیده بودم جور در نمیومد ، یه چیزی این وسط لنگ میزد ...
چهره معصوم تو ، عکس العمل مظلومانت ، رفتارای بهراد ، عکس العملش نسبت به نزدیکی با من
همه و همه باعث شد اونقدری مشکوک بشم که برم تحقیق درباره سمیرا و بهراد و تو و گذشته ای که اتفاق افتاده .
بعد از اینکه فهمیدم سمیرا چه کلاه گشادی سرم گذاشته سراغش رفتم ، فقط یه جمله بهش گفتم :
چی شد که اینقدر کثافت شدی ؟؟!!
پوزخندی زد و گفت :
پس عرضه نداشتی کاری که خواستمو انجام بدی ؟!
romangram.com | @romangram_com