#کما_پارت_132
واسه من چه خوابی دیدی
داری ازچشام می افتی
من میگم باید بری تو
وقتشه دیگه نباشی
میدونی مقصری تو
عاشقت بودم ولی تو
منو دست کم گرفتی
ساده دل ازم بریدی
خودتو ازم گرفتی
با صدای بابا سرمو از روی زانوهام بلند کردم ، با دیدن بابا بغضم شکست و بلند زدم زد زیر گریه ، دلم بچگیمو میخواست که خودمو برای بابام لوس کنم ، بابا دستمو گرفت و کمک کرد از جام بلند بشم ، توی ماشین که نشستیم گفت :
چی شده باباجون ؟؟؟
گریم بند نمیومد ، بابا دست انداخت دور شونم و سرمو به سینش تکیه داد و شروع به نوازش کمرم کرد ، مقداری که آروم شدم بابا با صدایی که آرامشو به بند بند وجودم تزریق میکرد گفت :
romangram.com | @romangram_com