#کما_پارت_111


تمام سعیمو میکردم که تند نرقصم و آروم و با ناز کمرمو تکون بدم ...

هر دو تا مهربونن قدر همو میدونن

تو راه شادی و غم کنار هم میمونن

چه نازه ماشالله عروس خوشکل والا

ببین چقدر به هم میان همگی بگین ماشالله

چرخی زدم و با عشوه به سمت بهراد رفتمو با لبخند نازی براش بوس فرستادم

گلشن گل بیارین براش حنا بزارین

بیار دود کن اسفند وای واسه عزیز و ناز دلبر

با اون عشق خدایی میاد با دل ربایی

وصال ماه والا عروس دست حنایی

چه نازه ماشالله عروس خوشکل والا

ببین چقدر به هم میان همگی بگین ماشالله

بهراد با لبخند قشنگی برام دست می زد .

ـــــــــــــــــ

غذا داده شد ، ولی با وجود این دختره ایکبیری همون فیلمبرداره مگه تونستیم دو لقمه کوفت کنیم ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

مدام دستور میداد ...

بالاخره کم کم فامیل اومدن تبریک گفتن و رفتن ...

عمه اومد سمتمون و گفت :

بهراد جان با حنانه تشریف بیارید خونه ما .

چشم عمه جان ، مزاحم میشیم .

مراحمید پسرم ، فعلا خدانگهدار .

آخی عمم چه خوشگل شده بود ، قسمش داده بودم باید بره آرایشگاه و با سلیقه خودمم براش یه لباس فوق العاده شیک خریده بودم ، خیلی جوونتر از سنش شده بود با کت و دامن شیری رنگ مخصوصا اینکه آرایشگر خیلی نایس موهاشو شینیون کرده و آرایشش هم خیلی شیک و زیبا بود .

romangram.com | @romangram_com