#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_377






- یک شوهر بیمار که در نزدیکی مر ...





ادامه حرفشو خورد ، قکر می کنم یادش افتاد که باهاش شرط کردم اسم این کلمه منحوس رو نیاره ،





حرفی نزدم و ادامه داد :





- در هر صورت من الان شرایط نرمالی ندارم و هر دختری جای تو بود همسرشو ترک می کرد .





- اگر این اتفاق برعکس بود تو منو ترک می کردی ؟





- دور از جون ، این حرفو به زبون نیار .





- خب می خوام بدونم ، یعنی اگر من در شرایط سخت قرار بگیرم تو قراره منو ترک کنی ؟





- یامین من عاشقتم و تا عمرم به پایان نرسه ترکت نخواهم کرد .





سرشو از روی شونم بلند کردم و دستامو دو طرف صورتش گذاشتم :





romangram.com | @romangraam