#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_360
سراغ ساک رفتم و خواستم لباس های کارلو رو دربیارم که پرستار دیگری وارد اتاق شد ، به سمت کارلو رفت :
- اجازه می دید کمکتون کنم ؟
- از چه بابت ؟
- برای تعویض لباس .
- نیازی نیست ، همسرم برای من لباس های تمیز از خانه آورده .
- نه ، شما باید لباس بیمارستانو به تن کنید .
- چرا ؟
- چون فعلا باید تحت نظر باشید .
- اما من که آسیب جدی ای ندیدم !
- این دستور پزشک شماست .
romangram.com | @romangraam