#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_294
- کجاست ؟
- نمی گم کجاست ، اگر دوست داشتی می برمت اونجایی که پیداش کردم ...
- نه بابا دیگه چی ؟!
و یامین از جایش بلند شد ، شادی گفت :
- میل خودته !
یامین رفت و شادی با لبخند زیر لب گفت :
- مطمئنم 24 ساعت دیگه خودت می گی شادی منو ببر همونجایی که این پسره رو پیدا کردی ...
یامین :
کلی با خودم کلنجار رفتم در نهایت چشمامو بستم و تند گفتم :
- شادی منو ببر همونجایی که این پسره رو پیدا کردی .
romangram.com | @romangraam