#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد
#رمان_خدا_عشق_را_واسطه_کرد_پارت_157
- بله .
- پس خدانگهدار .
- خیلی ممنون بابت این 9 ماه ، خدانگهدار .
درب ماشینو باز کردم و پیاده شدم ، این پسر ایتالیایی چقدر با ما ایرانی ها متفاوته !
اگر خانواده ما میزبان یک مهمان از فرنگ آمده بود قطعا بعد از رساندن به فرودگاه تا از سوار شدن مهمانش به هواپیما مطمئن نمی شد فرودگاه را ترک نمی کرد اما کارلو زحمت پیاده شدن از ماشین هم به خودش نداد !
بغضی عجیب به گلویم چنگ می زد ،
یامین ! دختر تو چت شده ؟! مگر نه اینکه از این رفتارها زیاد از کارلو دیدی ! پس چرا الان بغض کردی ؟!
دلیلی برای ناراحتی وجود نداره ، تو باید به خودت مسلط باشی دختر !
نفس عمیقی کشیدم و وارد فرودگاه میلانو مالپنسا شدم .
romangram.com | @romangraam