#خیابان_یکطرفه_پارت_253
– حواسم هست !
– کار پیش فروشا خوب پیش میره ؟
گلی کنارم نشست و مشغول پوست کندنِ سیب شد :
– فردا مزایدشونه . دعوت نامه فرستادن .
– خبرش و دارم . کله گنده ها میان . یه خودی نشون بده .
– حتما !
گلی بشقاب و مقابلم گذاشت و گفت :
– بخور مادر .
صدای میرزایی اومد :
– گلی خانومن ؟
ابروهام تو هم رفت . به زور زمزمه کردم :
– طرح های جدید و دیدم . چند تاییش و انتخاب کردم . میفرستمشون .
میرزایی نفس عمیق کشید :
– باشه .
romangram.com | @romangram_com