#خیابان_یکطرفه_پارت_214
– فکر کنم اس ام اس اشتباه فرستادی !
میرزایی قاطی کرده بود ؟! تند تند تایپ کردم :
– شهراد عصبانیه . گفت میریم خونه دوستش اما الان میگه بریم شام بخوریم . خیابون خلوته .
انگشتم روی دکمه ی سند رفت . گوشی از دستم بیرون کشیده شد . هراسون به دستِ شهراد نگاه کردم .
– چی انقدر توی گوشی جذابه ؟!
گوشی و روی جلوی فرمون گذاشت و گفت :
– دلم نمیخواد امشب یه ثانیه هم حواست به جای دیگه بره ! کار داریم با هم !
– موبایلم و بده .
چونم میلرزید . حتی نمیتونستم کلمات و درست ادا کنم .
– از چی انقدر میترسی ؟ مگه من هیولام ؟!
صدای فریادش توی ماشین حالم و بدتر کرد . گوشیم زنگ میخورد . بدون اینکه نگاهی بهش بندازه خاموشش کرد . عصبی فریاد زدم :
– گوشیم و بهم بده .
– فقط میخوام باهات حرف بزنم !
حالم بد بود . نمیفهمیدم چی میگه فقط فریاد میزدم :
romangram.com | @romangram_com