#خیابان_یکطرفه_پارت_155

پلکام و آروم باز کردم تو حیاطِ خونه بودیم . خواب آلود در ماشین و باز کردم و پیاده شدم . گوشیم زنگ خورد نگاهی به اسم میرزایی انداختمو جواب دادم :

– من تازه رسیدم خونه . خیلی خستم .

– ببینم مگه قرار نبود گزارشارو بذاری من چک کنم؟

سرجام وایسادم . پررویی نبود ؟ از من حساب و جواب میخواست ؟

– چک کردم .

عصبانی گفت :

– بله میدونم . ولی لازمه به عنوان وکیل و کسی که قراره حواسش به منافع کارخونه باشه منم چک کنم .

– نیازی ندیدم .

میرزایی چند لحظه سکوت کرد . بعد با صدایی که سعی میکرد آروم نگهش داره گفت :

– خوبه ! خیلی خوبه . بهتره قطع کنم.

سریع گفتم :

– کارِ ویلا سازیِ شمال و پیگیری کردم . همه چی مرتبه . فقط باید سر بزنم بهشون .

– خوشحالم میبینم همه کارا رو خودت انجام میدی .

مکث کردم و چند ثانیه بعد به حرف اومدم :


romangram.com | @romangram_com