#خیابان_یکطرفه_پارت_150
– نیکا ! شام بدون فیلم ترسناک نمیچسبه !
نیکا ابروهای خوش حالتش و تو هم کشید :
– نمیخوام تا ۱ ماه با ترس و لرز بخوابم ! خودم فیلم آوردم .
این و گفت و سریع به سمت کیفش رفت . با دیدنِ جلدِ فیلم رهام و عرفان هر دو زدن زیر خنده :
– امکان نداره بشینم همچین فیلمی رو ببینم !
نیکا اخمی به رهام کرد و گفت :
– مطمئنم یسنا هم از اینطور فیلما بیشتر خوشش میاد !
رهام پوزخند زد و گفت :
– تو اصلا نمیدونی یسنا تا حالا فیلم دیده با نه !
نیکا سرسری از این حرفِ رهام رد شد . حتما احتمال نمیداد رهام حقیقت و گفته باشه !
– من نمیدونم . امشب این فیلم و میبینیم !
عرفان سریع تسلیم شد و غرغر های رهامم جواب نداد . فقط من بودم که این وسط بدون اینکه اظهار نظری کنم نگاهشون میکردم . نیکا فیلم و تو دستگاه گذاشت و سریع برگشت سرجاش نشست . نشستن که نه ! یعنی تقریبا روی عرفان ولو شد . نگاهم و ازشون دزدیدم . روی صفحه ی تلویزیون اسم فیلم خودنمایی میکرد . رهام زمزمه وار با لودگی گفت :
– p.s i love you انگار قراره امشب عاشق بخوابیم !
عرفان دنباله ی حرف رهام و گرفت :
romangram.com | @romangram_com