#خیابان_یکطرفه_پارت_128

– نه ! فیلم نمیبینم .

– واقعا ؟ گفتی از کدوم سیاره اومدی ؟

دلم نمیخواست مسخرم کنه ! حالا چون علاقه ای به فیلم نداشتم دلیل نمیشد آدم فضایی باشم !

– فقط فیلم دوست ندارم .

– تا اینجا این دومین چیزِ عجیبیه که ازت میبینم . اول اینکه سلام کردن دوست نداری و بعد هم فیلم ! البته متوجه هم شدم که رابطه ی خوبی با تشکر کردن هم نداری . یعنی سعی میکنی تشکر نکنی !

– من تشکر میکنم . اگه نیاز باشه !

– حتما همینطوره !

به حالت مسخره این و گفت. بعد سریع اضافه کرد :

– مطمئنا افرادی که توی کارخونه کار میکنن آدمای مورد اعتمادِ پدر بزرگت بوده و هستن . پس فکر نکنم کسی بخواد دسیسه بچینه برات . مگه اینکه دشمنی داشته باشی . داری ؟

فکرم پیشِ بابا و یزدان رفت . مسخره بود اگه بهشون شک میکردم ؟ مطمئنا نقوذِ اونا توی کارخونه بیشتر از منه ! پس . . .

– نه ندارم .

– خوبه پس فکرای الکی نکن . فقط کافیه سرکارگر و ببینی و متوجه همه چی بشی .

– باشه . شب بخیر .

– دیدی گفتم از فضا اومدی .


romangram.com | @romangram_com