#خیانتکار_عاشق_پارت_296


***

به ساعت مچیم نگاه کردم، هنوز دو دقیقه مونده بود.

سعی کردم لبخند مصنوعیم رو حفظ کنم، بعد از اون همه اتفاقات تلخ و دیدن اون همه غم و گریه؛ دوست داشتم بعد از یک هفته، یه چهره ی سرحال و یه لبخند گیرا تحویلش بدم.

از روی نیمکت بلند شدم و جلو رفتم، دستم و به نرده ی طلائیش گرفتم، باد خنکی که به صورتم خورد باعث شد لبخندم پررنگ شه، صدای موج های آب که توی گوشم پیچیدن، باعث می شد احساس کنم زندم و می تونم زیبایی های این دنیا رو ببینم.

دستی به موهای فر شدم کشیدم و چرخی دور خودم زدم.

سارافون دخترونه ی خوشگل گل داری پوشیده بودم با یه تک کت جین آبی همراه نیم بوت های اسپرت.

به یاد نمیارم آخرین باری که تیپ زدم و خوشگل و آراسته سر قرار حاضر شدم...

ناگهان پوزخند تلخی زدم، وقتی دوست دختر رامتین بودم، خیلی به ظاهرم و آراسته دیده شدنم توجه می کردم؛ اما حالا برای کسی خودم و آماده کردم که عاشقشم...

بوی عطر خنک همیشگیش که به مشامم خورد لبخندی زدم و به سمت چپم که ایستاده بود، نگاه کردم.

_سلام.

تیپ اسپرت جذابش رو از نظر گذروندم...

کت چرم مشکی اسپرتی رو روی پیراهن سفید ساده ای پوشیده بود، همراه جین مشکی و کتونی های سفید.

لبخندم رو که دید، لب هاش به لبخند جذاب و دلنشینی از هم باز شدن

_سلام، خوبی؟

با همون لبخند سرم و به علامت تائید تکون دادم_خوبم، تو چطوری؟

_به لطف تو خوبم؛ اما فکر کنم جاش تا ابد بمونه...

_حالا این خوبه یا بد؟

_اینکه تو هر لحظه به یادتم، بهترین یادگاری ایه که تا حالا گرفتم.

لبخندی زدم و موهام و که همراه باد به اطرافم می رقصیدن، پشت گوشم انداختم، لبخندم و کمرنگ کردم و سرم رو پائین انداختم_خوشحالم که چنین حسی داری!

روش و به سمت پل کرد و گفت

_من می خوام تو شاد باشی و همیشه بخندی، متاسفم اگه این اواخر دلیل گریه هات شدم.

با ژست خودش به آب خیره شدم

_اینکه الان لبخند می زنم هم به خاطر توعه

نگاه از امواج آب گرفت و به چشم هام دوخت، انگار که می خواست احساسم رو از چشمام بخونه.

دستش و روی صورتم کشید و روی گوشه ی لبم متوقف کرد_لبخند خیلی بهت میاد...!

romangram.com | @romangram_com