#خیانتکار_عاشق_پارت_262


They’re burning, I’d rather be numb

اونا دارن می سوزن، ترجیح میرم بی حس باشم

And there’s no one else to blame

و هیچ کس جز خودم مقصر نیست

So scared I’ll take off and run

خیلی ترسیدم و می خوام فرار کنم

I’m flying too close to the sun

دارم با پرواز به خورشید نزدیک میشم

And I’ll burst into flames

و در دود منفجر می شم

You make me blow

But I cover up, won’t let it show

So I’m putting my defenses up

Cause I don’t wanna fall in love

If I ever did that, I think I’d have a heart attack

I think I’d have a heart attack

I think I’d have a heart attack

I think I’d have a heart attack

I think I’d have a heart attack

آهنگ تموم شد، همه از حس دراومدن و تشویق کردن.

بیشتر افراد به جز اونایی که نگهبانی می دادن، به خاطر تمرین زیاد توی چادرهاشون خواب بودن.

برایان و جکسون بلند شدن و برای استراحت کردن رفتن به چادرشون.

آندره هم دسته اسما رو گرفت و برای قدم زدن رفتن،

سارا دستش و تو دستای رابرت گذاشت و اون هم رفت.

گیتارو توی جلدش جا دادم و بعد هم روی زمین گذاشتم

romangram.com | @romangram_com