#هاید
#هاید_پارت_112
تمام مخزن ها روشن شدن.
حالا میتونستم راحت بفهمم کدوم پره و کدوم خالی...
هاوارد سرش رو تکون داد و به داخل قلاده نگاه کرد.
اروم زمزمه کرد: همشون خالی..
فقط .... برای رایکا و اون یکی مخزن روشنن.
_ خب الان چی میشه...!
مایا تکیش رو از مبل گرفت و گفت: میتونید بفهمید چه نیروییه؟
هاوارد: سرعت..
رایکا رو به پیتر گفت: از کجا معلومم نیروی خودم برگرده؟!
تائو زودتر از پیتر گفت: فکر کنم باید یکی از مخزن هارو از قلاده جدا کنیم...
اینجوری فقط یه مخزن میمونه که نیرو داره.
پیتر سرش رو تکون داد و در ادامه حرف تائو گفت: اره... باید سرعت رو خارج کنیم.
قلاده رو از هاوارد گرفت و مخزن کوچیک صدفی رنگ بیرون کشید.
با خارج شدن مخزن.. روشنایش از بین رفت.
قلاده هنوز طلایی رنگ بود و نیروی رایکا داخلش خود نمایی میکرد.
هاوارد : حالا میتونیم ازش استفاده کنیم.
پیتر همزمان با تکون دادن سرش گفت: نه... اگه تمام مخزن ها سرجاش نباشه.
کار نمیکنه...
رایکا با هیجان دستاش رو به هم کوبید و گفت: خب پس.. کنسله.
هاوارد: نه.. صبر کن.
رایکا اروم زمزمه کرد: این تا منو نکشه دست بردار نیست.
هاوارد نشست رو صندلیش و گفت: باید صاحب اون نیرو رو پیدا کنیم.
پیتر دستشو رو چونش قرار داد: اره..اگه صاحبش رو پیدا کنیم.
میتونیم همزمان قلاده رو وصل کنیم و هر کدوم نیروی خودشون رو پس بگیرن.
متعجب پرسیدم: همزمان؟؟
romangram.com | @romangraam