#گناهکاران_ابدی
#گناهکاران_ابدی_پارت_91
همه بچه ها با غرغر مشغول درآوردن کاغذ شدن اما من که هیچی نخوندم ای خدا چی کار کنم آخه؟چه طوری بهش بگم منو نخوره؟
با حرص روبهش گفتم:
_پسره گاو
زبونمو گاز گرفتم و سریع نگاهمو ازش گرفتم شپش سرشو به سمت ما چرخوند انگار فهمید یکی از ما این حرفو زدیم اما نفهمید کار کدوممون بوده به خاطرهمین کمی اخم کرد و نگاهشو ازمون گرفت
وقتی آدما از خاک ساخته شدن طبیعیه کرم داشته باشن اینم امروز کرم وجودش جوونه زده میخواد مارو اذیت کنه الهی بری زیر هیجده چرخ
با حرص برگرو جلوم گذاشتم کلاس آروم شد و شپش سه تا سوال روی تخته نوشت درهمون حینی که سر ماژیکشو میبست کوتاه گفت:
شپش_با خودکار آبی جواب بدید یه ربع دیگه از همتون برگرو میگیرم
از شدت حرصی که داشتم میخوردم مدادمو درآوردم و سوال اولو خوندم یه چیزایی بلد بودم به خاطرهمین کوتاه جواب دادم شپش هم طبق عادتی که داشت بین ردیف بچه ها گشت حتی جرات نداشتم سرمو بچرخونم تا از بنفشه که تند تند درحال نوشتن بود کمک بخوام یکهو سایه مخوفی روی برگم افتاد با ترس سرمو بالا اوردم به شپش که بالا سرم ایستاده بود و نگاه جدی مانندشو حواله ام میکرد مواجه شدم
_به خدا به برگه بنفشه نگاهم نکردم
شپش_من نگفتم با خودکار آبی جواب بدید؟
_چرا گفتید اما من خودکار نداشتم
شپش_خودکار فشاری که صداشو درمیاوردید جزو خودکار محسوب نمیشد؟
ای بابا این چرا انقدر حواس جمعه
_عام چیزه اون...اون خودکار مشکی بود به خاطرهمینه ازش استفاده نکردم
خدا خدا میکردم انقدری لجباز نباشه بگه باشه خودکارتو در بیار ببینم چون رنگ اون خودکار آبی بود و میدونستم با این کار قطعا کلمو میکنه
شپش برگمو برداشت و یه نگاه سرسری بهشون انداخت
شپش_از یه دانشجو مشروطی این سوالارو میپرسیدم قطعا بهتر از شما میتونست جوابگو باشه
فهمیدم تمام جوابام احمقانه بوده و الان حسابی جلوش زایه شدم اما در هر صورت اونیکه قراره باخت بده من نیستم به خاطرهمین آب دهنمو قورت دادمو در جواب این حرفش گفتم:
romangram.com | @romangraam