#غرور_شیشه_ای_پارت_186
یاد ان پرتو سوزنده ی عشق
که ز چشمت بر دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد تو را نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد ان شب که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه ی عشق
چشم من دید در ان چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه ی عشق
یاد ان بوسه حسرت افروخت
یاد ان خنده بی رنگ و خموش
romangram.com | @romangram_com