#غرور_شیشه_ای_پارت_180

-به خدا کامیاب لحظهای ولم نمیکنه ..؟

-خب . حالا بگو با اون چی کار کردی ؟ بالاخره عروسی می کنید یا نه ؟

-اتفاقا برای همین اومدم پیشت ...

-همین . پس بگو چرا خانم یادش افتاد که دوستی هم داره . حالا کارت چی هست ؟

-سودابه چرا این قدر سرد شدی ؟.

-کمال همنشین اثر کرده . امرتونو بفرمایید ...

سهیلا کارتی به سمت او گرفت و گفت:بفرمایید این هم کارت عروسی ..

سودابه با خوشحالی گفت :راستی راستی این کارت عروسی خودته . یعنی .. وای سهیلا خیلی خوشحالم امیدوارم که خوشبخت بشی

-ممنون سودابه جان . امیدوارم که تو هم با افشین هر چه زودتر کنار بیایی ...

-سهیلا واقعاً دوستش داری ؟

-راستش رو بگم ؟ اره . اون خیلی خوبه . حتی بهتر از پژمانه . می دونی کامیاب خیلی کمکم کرد تا تونستم کمی با خودم و گذشته ام کنار بیام. حالا که می بینی که این کارت عروسیه حتما باید بیایی...

-حالا کی هست .؟

romangram.com | @romangram_com