#قهوه_تلخ_پارت_187


همیشه کسانی هستند

که در نهایت دلتنگی

نمی توانیم آنها را در آغوش بگیریم

بدترین اتفاق شاید همین باشد

که دلت بی هوا هوایش را کند ولی چاره ای جز گریه نداری.





لبخندی زدم ،گوشی را روی قلبم گذاشتم .نفسی کشیدم.امیرسام با دستش روی شونه ام زد با شیطنت گفت:چیه؟

نگاهش کردم گفتم:هیچی.

چشمکی زد گفت:مطمنی؟

سرم را به نشانه ی تایید تکانی دادم.بدون اینکه متوجه شوم امیرسام با عجله گوشی رو از دستم گرفت.به طرفش رفتم با صدای بلند گفتم:گوشیم رو بده.

گوشیم با دستش بالا گرفت گفت:اگه ندم چیکار می کنی؟

گوشیم بعد از چند دقیقه زنگ خورد ،امیرسام جواب داد:سلام فرهاد جان خوبی؟آره من.جا خوردی؟نه شیرین پیش من نیست من اومدم پیش شیرین.

باشه الان.

گوشی رو به طرفم دراز کرد گفت:فرهاد باهات کار داره.

romangram.com | @romangram_com