#قهوه_تلخ_پارت_154


لبخندی زد:شیرین دیرت نشه،برسونمت؟البته اگه دوست داری.

سرم را تکان دادم:بله.

به طرف ماشین رفتیم ،فرهاد در ماشین را باز کرد صندلی جلو نشستم ،به خطوط سفید خط کشی شده روی جاده خیره شدم،ضبط را روشن کرد با صدای اهنگ همزمان شروع کرد به خواندن:

ببین منو که با سکوت نشستم آروم رو به روت ،خیره به چال صورتت به چشم پر محبتت

چشم های که دارن به من احساس تازه ای میدن

وقتی که می کنم نگاهی خوشکل از روی لب هات

بگم نگم که عاشقتم چیکار کنم بگم یا نگم که عاشقتم

به تو نگم عاشقتم به کی بگم که عاشقتم

لبخندی زدم سرم را به طرفش چرخوندم نگاهی به چشم هایش کردم گفتم:حواس نذاشتی تو واسم از وقتی عاشقت شدم ،عاشقی درد بدی است کاش تو یکم بد بودی که دلم اینقد گیرت نبود.

سکوت کرد ،سرعت ماشین را کم کرد،شیشه ماشین را پایین کشید سرش را از ماشین بیرون کرد با صدای بلند وخوشحالی که توی صداش موج میزد گفت:خدایا شکرت که زندگیم رو شیرین کردی...

گوشه ی کتش را کشیدم:وای حواست به جاده باشه .

نگاهم کرد:حواسم فقط به تو است فقط تو.

دستی به موهایش کشید مکثی کرد،سرش را پایین کرد به جاده خیره شد.صدای سکوت داشت گوشم را کر می کرد ،نگاهش کردم:چرا ناراحت شدی؟نکنه به خاطر اینکه حواست به من است؟

حرفی نزد ،اما با نگاه به چهره اش غمی توی صورتش دیده می شد.گلوییم را صاف کردم:فرهاد یهو چی شد؟

نگاهی به من کرد با ناراحتی گفت:می ترسم شیرین...

romangram.com | @romangram_com