#قهوه_تلخ_پارت_150
وسط حرفش پریدم:پس تو که عاشقم شدی چی؟
چشم هایش را درشت کرد با لحن جدی گفت:کی من؟عجبا،کی گفته من عاشقتم.
_چشم هات این رو می گه.
لبخندی گوشه لبش نشست:از کی تا حالا چشم هام حرف میزده که من نمی فهمیدم؟
_تو حرف نمیزنی ولی چشم هات دقیق همه چی رو می گه.
نفسی کشید:چشم هام بهت دروغ گفته من عاشقت نیستم،من دیونتم دیونه ای اون نگاه پاک و قلب مهربونتم .شیرین به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟
سرم را تکان دادم،لبخندی زد :من توی همون نگاه اول عاشقت شدم.
_درست مثل من.
دست هایش را به سمت آسمان بلند کرد با صدای بلند گفت:خدایا شکرت به خاطر معجزه ای که زندگیم رو روشن کرد.
نگاهی به دور و اطرافم کردم،رو به فرهاد کردم:فرهاد همه دارن نگاه می کنن.
با انگشت سبابه اش اشاره به من کرد:تو قلب منی بزار همه بدونن که من دیوونه ی قلبمم.
ای کاش منم کسی رو داشتم که مثل تو یه عمر غمخوار دلم بود....
به سمت صندلی های کنار زمین بازی رفت مکثی کوتاه کرد ،گوشه ی صندلی نشست،نفسی کشید:
ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود
مانند غزل های خودم، یارِ دلم بود
romangram.com | @romangram_com