#فریاد_بی_صدا
#فریاد_بی_صدا_پارت_146
از کوره در رفت.
--اینقدر نگو دزدی دزدی!
-خیلی خب خیلی خب اصلا گیریم حرف تو درست حقشونه ازشون دزدی شه! از کجا معلوم که یه مشت دزد و آشغال از برنامه سوء استفاده نکنن!
-نمی تونن پروا، من فکر همه جاشو کردم، پنج مرحله اخر واسه هک کردن حساب بازیکناست که مطمئن شیم دزد نیستن فقط بدبختن.
- یه عده بدبخت رو راه دزدی یادش بدی اسمش بازیه؟ فکر همه جاشو کردی! شرفشون رو زیر پاشون بذارن که به چی برسن؟
-به همون چیزی که نبودنش ایمانو زندگی و هست و نیست رو به خاک سیاه مینشونه، تو چی می دونی از زندگی ادمایی که زیر خط فقر دارن جون میدن برا یه لقمه نون و شبا توی سطل آشغالی ها سرک میکشن برا سیر کردن سکماشون، ها!؟
-چیو می خوای بهم نشون بدی دانیال! توجیه های الکی نیار برام، من می دونم دنیا رو نکبت گرفته تو نکبت ترش نکن، این حرف منه، نه پایه ام انجامش بدم نه میذارم تو انجام بدی.
-من تصمیممو گرفتم پروا شب و روز روش کار کردم نمی تونی مانعم بشی.
-برو خودت و وجدانت رو با توجیه هات اروم کن و هر غلطی خواستی بکن ولی دیگه اسم منو نیار، پاشو برو بیرون دانی اعصابمو ریختی به هم.
-ببین پروا الکی جبهه نگیر، تو خودت اگه پول داشتی تا الان خان جان رو از ببمارستان خلاص کرده بودی، بعد یکی مثل این الف ب پ ت سین شینایی که اصلا معلوم نیست چه کفتارایی ان دارن تو پول غلتک میزنن!
-وای دانیال خل شدی کامل! من برم دزدی خلاف کنم که خان جان رو عمل کنن! کافیه این برنامه رو اوکی کنی و خل و چلای عین خودت تحریک شن، اعدامت می کنن روانی!
-تو نترس من کارمو بلدم.
-پاشو برو بیرون دانیال بذار آروم شم تا نزنم تو ملاجت اون هوش سیاهت رو به فنا ندم.
-پروا...
جیغ زدم: پاشو برو!
با خشم مانتوام را روی چمدان کوبید و بلند شد، از شدت فشار روانی ای که رویم بود سرم را روی چمدان گذاشتم و چشم هایم را محکم بستم.
چرا یکهو همه چیز این طور به هم ریخت! دانیال حیف بود، دانیال مغز برتر بود! دانیال نیاز به حمایت داشت، حتما بریده بود، مثل من...
سر بلند کردم، دیگر داشتم از فضای این خانه خفه میشدم!
romangram.com | @romangraam