#عشق_در_ابهام
#عشق_در_ابهام_پارت_278
و خاطرات....حل جدول...بازیایی مثل شطرنج....پیاده روی و..... که تواناییارو
برمیگردونه...
_باربد: ینی الان به نظر شما بیمار ما میتونه ترک کینه...
_دکتر: قطعا...اما روند درمان هم بسیار مهمه....باید حتما به کمپی مراجعه کنید
که درمانگر های اعتیاد به تغذیه و اصول لازم نظارت داشته باشن....معمولا هفت روز
اول برای سم زداییی بدن و خروج ماده ی اعتیاد آور تایین میشه که تو این مدت ملاقات
با بیمار ممنوعه...
_باربد: خیلی ممنون دکتر واقعا خیلی لطف کردین...
_دکتر: خواهش میکنم وظیفه اس....
کارتی از تو جیبش بیرون اورد و به سمتم گرفت و گفت: اگر مشکلی پیش اومد یا
سوالی بود تماس بگیرید..خوشحال میشم کمکتون کنم...
_کارت رو گرفتم و زیر لب تشکر کردم...
_دکتر: ی نکته ای که فراموش کردم بگم....بیمارای مبتلا به اعتیاد بسیار
حساسن...سرکوفت و ملامت کردن فقط حرصشون و وابستگیشون به مواد رو بیشتر
میکنه و هیچ کمکی براشون نیست...معتادها بیشتر از هرآدم دیگه ای تو جامعه نیاز به
کمک دارن....نباید رهاشون کرد....
_آرمان: یادم میمونه دکتر.....بازم ممنون...
_دکتر: خواهش میکنم...خدانگهدار.....
برگشتم سمت باربد و گفتم:ینی الان برم بهش بگم باید ترک کنه؟
_ نه دیگه...دخالت نکن...
_ینی چی؟
_من شب بهش میگم تو به شرط ترک کردنش حاضر شدی همه چیزو همونجور
که تو گذشته بوده حفظ کنی...بعدم خودم میبرمش کمپ..
_والا من دیگه مخم جواب نمیده...هرکار میدونی صلاحه بکن...
_نگران نباش....حلش میکنیم...تو برو خونه استراحت کن صبح زود بیا...
_نه بابا عمرا...تو جمع کن برو دیشبم پیش زن و بچه ات نبودی...
_من الان برم خونه هم هستی یا بیرونم میکنه بیام پیش پری بمونم یا خودش
میاد...
خنده ی کوتاهی کردم و گفتم: باشه...من میرم لباس عوض میکنم ی دوش
romangram.com | @romangraam