#عشق_در_ابهام
#عشق_در_ابهام_پارت_273


_من نامرد نیستم...

_هستی....هستی که داری مهمترین انگیزه ی اون دخترو برای ترک ازش

میگیری...

_هه...انگیزه؟

_آره...بهترین انگیزه براش تویی....تویی که دوست داره....به خاطر داشتن تو

میتونه ترک کنه...

_نمیشه باربد نمیشه....

_پس ینی نامردی...اون زنته آرمان میفهمی؟! شریک زندگیته....فقط تو روزای

خوشی که نباید کنارش باشی....

_باربد اصلا بحث کم اوردن و رها کردن نیست....پریناز معتاده میفهمی؟!

سکوت کرد.....

ادامه دادم:نه تو انگار واقعا هنوز نگرفتی چه بلایی سر من اومده...

_اگه ولش کنی....اگه ازش نخوای ترک کنه....اگه نخوای بشه همون پریناز

سابق که تو پیشم به عشقش اعتراف کردی راحت میشی؟!

_شاید....

_آرمان.....من پرینازو ترک میدم....و اینو مطمئن باش....اگر ترک کنه نمیزارم ی

ثانیه تو خونه ی تو بمونه....خودم پشتشم طلاقشو میگیرم ازت.....

_تو رفیق دزدی یا شریک قافله؟!.

_من با دزدا...خصوصا دزدای نامرد رفیق نمیشم....من طرف حقم...

_حق با منه....حق با منیه که زنم بهم خیانت کرده....حق با منیه که از اعتمادم

سواستفاده شد....

_حق با کسیه که بیماره و نیاز به کمک داره.....

_اون خودش خواسته....

_نه...خودش نخواسته....تو مثل اینکه نامه ی سعیدو فراموش کردی؟! اون

مرتیکه برای اینکه زندگیتونو نابود کنه اینکارو کرده توام دقیقا داری همون کاری رو

میکنی که اون میخواد....

_باربد اون ی معتاده...میفهمی معتاد....

_اعتیاد بیماریه آدم معتادم بیمار....چرا مثل مردا صد دهه ی قبل فکر میکنی...

_آهان ینی اگه امروزی فک کنم اینکه زنم معتاد شده برام مسئله ای نیست؟

_اگه یکم منطقی فکر کنی میفهمی اعتیاد درمان داره...ترک داره فقط یکم

مراقبت و حساسیت لازم داره...

romangram.com | @romangraam