#انتخاب_من_پارت_99

محمدعلي: شما شخصي به نام شاهين عزيزي ميشناسيد.‏

‏: اره چطور مگه.‏

محمدعلي: ميشه از رابطتون بگيد.‏

‏: شاهين نامزده صابق من بود و يکي ديگه از مهرهاي ملک. شاهين به دستور ملک زندگي منو نابود کرد. حالا اين وسط شاهين چکار هست.‏

محمدعلي: شايد خوشحال بشي که بدوني شاهين عزيزي هم به قتل رسيده.‏

نفس عميق کشيدم چشمامو بستم. شاهين هم به قتل رسيد. اين يکي هم مجازات شد. نميدونم چرا اما از مرگ شاهين يکم ناراحت شدم.‏

محمدعلي: حالتون خوبه خانم راستين

چشمامو باز کردم

‏: اره خوبم. منتظر سوالهاي بد هستم.‏

محمدعلي : راستي يادم رفت بگم که قاتل محمد حسين غلامي و ملک راستين يه نفر نبوده

‏: شما که گفتيد با يه چاقو به قتل رسيدن

محمدعلي : با يه چاقو به قتل رسيدن. اما قاتل دو نفر بوده.‏

‏: باز خوب دوتا قاتل داريم. سوءظن از روي من برداشت شد.‏

محمدعلي : اما شما هنوز مضنون هستيد.‏

‏: به قتل کدوم يکي. ملک . محمد حسين يا شاهين.‏

محمدعلي :فعلا به قتل ملک راستين.‏

‏: اهان به دليل شکلايت ماهور يادم امد.‏

محمدعلي : طبق تحقيق ما شما با شاهين عزيزي ديدار داشتيد.‏

نگاهم به اميرعلي افتاد. در نگاهش طوفان بود. بهش لبخند زدم. به امين نگاه کردم. ارامش رو بهم با نگاهش تزريق کرد.‏

‏:اره ديدار داشتم. خوب که چي؟ چون ديدمش دليل بر قاتل بودم نيست.‏

محمدعلي: من نگفتم قاتل هستيد فقط سوال پرسيدم.‏


romangram.com | @romangram_com