#انتخاب_من_پارت_97

‏: ميدونم. راجب اون تصادف هم با اينکه مشکلي رو حل نميکنه اما مشخص بشه بهتره.‏

محمدعلي : راستي چرا ملک راستين ميخواست زندگي صنم راستين رو خراب کنه

‏: ميتوني اسم کوچک به کار ببري مشکلي نيست. ملک از من متنفر بود. براي عذاب داد من براي صنم نقشه کشيد. اما من نقشه اش رو خراب کردم.‏

محمدعلي : چطوري؟؟! نقشه اش رو خراب کردي.‏

‏: ملک فکر ميکرد خيلي زرنگه اما من زرنگ تر بودم. محمد حسين حريص پول بودو منم پولدار. يه عالم اتو از محمد حسين جمع کردم که ميشد يه چند سالي فرستادش آب خنک بخوره. واسه همين تهديدش کردم. بهش وعده ي پول بيشتري رو دادم. و مهره ي ملک رو مهره ي خودم کردم. ملک ديووونه شده بود. چند روز از قبل از قتل رفتم خونه اش.‏



‏:درود بر بانوي بزرگ. قشنگ داري کيف ميکني از شکستت مگه نه.‏

ملک :خفه مهديه خفه شو.‏

‏: چه حرفاي قشنگي ميزدي. شکستت ميدم . نابودت ميکنم. پس چي شد بانو.‏

با عصبانيت گلدون روي ميز رو زد شکست.‏

‏: هوييي چرا رم کردي.‏

امدم طرفم خيلي عصبي بود رگ هاي گردنش باد کرده بودن چند قدم رفتم عقب که خوردم به ديوار با دو دستش گلومو چسپيد احساس خفگي داشتم. چشمام داشن تار ميديدن اما لبخند رو لبم بود يهوو ولم کرد تند تند نفس کشيدم و سرفه زدم. ملک هم مشغول شکستن ظرفااا بود. حالم بهتر شد. شروع به خنديدن کردم با شنديدن صدام نگاهم کرد

‏:ملک بانوو ميدوني حرص خوردنت چطور لذت بخش هستتت شکست دادانت چقدر ارام بخش.‏

ملک : فعلا لذت ببره که برات دارم. اين ارامش رو کوفتتت ميکنم. تو نميتوني شکستم بدي ‏

‏: شکست خوردي با دوتا حرکت کيش و مات شدي.‏

ملک: اسم اين بازي شطرنج نيست. اسمش قماره و من يه قمار باز حرفه ي

‏: فعلا که از يه آماتور شکست خوردي حرفه ي. قمار يا شطرنج. من برنده هستم.‏

ملک : هنوز واسه جشن گرفتن زود. من هنوز کلي برگ برنده دارم. اما دست تو خاليه.‏

‏: دست تو پراز خالي، دست من خالي از پره. ‏

ملک : نزار خطرناک تر بشه اين بازي .‏

‏: من عاشق خطر هستم. اما انگاري تو ميترسي.‏


romangram.com | @romangram_com